نمیدونم چی شده که امروز انقد سرحال بودی . منم حالم خوب بود اما صبح یه آهنگیو گوش دادم که یاد همون روزا افتادم و حالمو بد کرد, یاد اون کلیپی افتادم که از اولین روزا تمام عکساتو نگه داشته بودم , همه رو از همون اول نگه داشته بودم میگفتم موقع تولدت یه کلیپ خیلی خوشگل درست میکنم ... دقیقا یه روز قبل اینکه همه چی تموم شه با آخرین عکسات آماده اش کردم و منتظر روز تولدت بودم... اما خب انقد واسه رفتن عجله داشتی که همه چیو تو یه ساعت تموم کردی و من موندم و کلی ذوق واسه اینکه نشون بدم چقد دوست دارم اما نه با یه کادوی آماده که بابتش پول بدم , کادویی که از اولین روزی که پیام دادی به فکرش بودم .
دستام یخ بود گرمای دستتو میخواست دلم میخواست دستتو بگیرم,, دلم بغلتو میخواست که بگم نرو ولی خب میدونم توام نمیخوای دیگه باشی .
امروزم نمیدونم چی شده بود که باهام خوب بودی شایدم واقعا یاد اون روزا افتاده بودی. ولی این متن پایین دقیقا درمورد توإ که رابطه ای ناگهانی تمام نمیشود...
هیچ رابطهای ناگهانی تمام نمیشود. بیهوده ژست آدمهای متحیر و مبهوت را نگیرید. بیاعتمادی ذره ذره شکل میگیرد، دروغ خُرده خُرد
برچسب: دلم بغلتو میخواد,دلم بغلشو میخواد,
نویسنده: رویا جعفری
تاريخ: يکشنبه
28 آذر
1395 ساعت: 1:06